به نام خدا

                                            بی کاری، نامزدهای انتخاباتی!!

شاید امروزه نباید گفت که بیکاری بی عاری است و باید گفت که بی کاری در اثر برخی تصمیم های نادرست دولت مردان یا نگاه اشتباه آنان به نوع مدیریت اجرایی کشور در ایجاد پروژه های بلند مدت و کم توجهی به قدرت کشور و توانمندی های بالقوه ای که در امر تولید و صادرات مواد غیر نفتی می باشد است، و در نگاهی دیگر باید گفت بی کاری نوعی ناتوانی ناخواسته است که از طرف دولت ها به برخی از افراد جامعه که به سن کار و دارا شدن شرایط کار رسیده اند تحمیل می شود .

هر گاه سخن از انتخابات به میان می آید و بحث نامزدهای انتخاباتی مطرح می شود فارق از مسایل و موارد خاص مربوط به این حوزه و جدا از اتفاق ها و رخ دادهای گرادگرد این موضوع و سوای زیر و بم های این عرصه ی تاثیر گذار در سیاست گذاری کشور و به دور از جنبش و حرکت های سیاسی که این مقوله را در خود جای می دهد اولین چیزی که فکر مردم را به خودش مشغول می کند ارتباط انتخاب نماینده با کار و بی کاری جوانان و یا سرپرستان خانواده است به این نحو که معمولاً در یک نگاه جامعه شناسی و با توجه به نیازهای اولیه ی طبقات مختلف مردم، اقشار جامعه به چند دسته تقسیم می شوند. که ممکن است این دسته جات به شکل های گوناگون و از دید محقق های حوزه ی مردم شناسی باز به گروه های مختلف و نوع نیازهای آنان از جمله محیط زیستی، فرهنگی، ورزشی، مذهبی و آزادی های متصور آنان و ... دسته بندی شوند که پرداختن به آن ها در این مقال نمی گنجد، اما نگارنده با توجه به برخی از نیازهای عامه ی مردم و در ارتباطی که با بسیاری از افراد مختلف جامعه داشته و با بررسی چند مورد نظر سنجی و گفت و گوی حضوری و یک نمونه از شیوه پرسش و پاسخ در یک نگاه آماری که تحقیقی نیز در این مورد داشته مهم ترین نیاز یا خواسته ی عموم مردم در بازخورد چرخه ای از رقابت های انتخاباتی چه ریاست جمهوری و خصوصاً نمایندگی مجلس شورای اسلامی را تنها، ایجاد اشتغال و رفع بی کاری و کسب درآمد می داند.

در این تحقیق طبقات اجتماعی که معمولا از سطح درآمد پایینی برخوردار هستند بیشترین و در این نمودار از پر رنگ ترین نیازمندان جویای کار می باشند و به ترتیب قشر متوسط جامعه و بعد سطوح نزدیک به پردرآمدها و در قسمت آخر طبقات متمول جامعه ی شهرستانی که حضور تفکر یا شخصیت خاصی به عنوان نامزد انتخاباتی چندان تفاوتی برای شان در بر ندارد و بسته به همین عقیده ای که دارند شاید در این انتخابات و این گونه رقابت های سیاسی شرکت نکنند چون در واقع از سطح درآمدی خوب و قابل قبولی برخوردار هسنتد و فرستاده شدن هر شخصی به عنوان نماینده ی شهرستان در مجلس شورای اسلامی چندان تاثیری در کسب و کار و درآمدشان ندارد البته باید توجه داشت که این نگاه را نمی توان در این طبقه به کل جامعه تعمیم داد و تنها موردی از نمونه ی آماری است که می تواند در هر شهرستان تغییرات زیادی را از نظر نوع نگاه این طبقه به اصل انتخابات داشته باشد.

اما دیگر اقشار نام برده شده دل واپسی و نگرانی عمده ای که دارد کسب درآمد است و کار و کاسبی و ممری دایمی برای امرار معاش و درآمد برای گذران زندگی و تشکیل خانواده، جوانانی که به دلیل بی کاری و نداشتن شغلی آینده دار هرگز به فکر زندگی مشترک نمی افتند و والدینی که از سر ناچاری نمی توانند جوانان بی کار شان را ترغیب به ازدواج نمایند و گاهاً مشاهده می شود که در خانواده ها چند جوان جویای کار چه دختر و چه پسر و البته با تحصیلات بالا وجود دارد که والدین توان سرمایه گذاری برای فرزند پسر و قدرت خرید جهیزیه برای دختر خویش و فرستادن به خانه ی بخت ندارند در صورتی که اگر این جوانان دارای شغلی مناسب باشند خود کمک بزرگی به این دو مهم که از اساسی ترین مشکل خانواده ها است می کنند.

صحنه ی انتخابات مجلس شورای اسلامی و حضور نامزدهای انتخاباتی و ورود به مجلس گرچه به طور مستقیم نقشی در به کار گیری جوانان بی کار یا ایجاد اشتغال برای حوزه ی انتخاباتی خودشان ندارد اما به طور غیر مستقیم می تواند در ارزیابی پناسیل های خاص شهرستان برای مطرح کردن و ارایه دادن به دولت و سرمایه گذاری در بخش های درآمد زا و ایجاد اشتغال بسیار مؤثر واقع شود، اما باید دید که آیا نامزدهای انتخاباتی در مقابل خواسته ی آنانی که وارد این معرکه شده اند و به نوعی از نامزد خود حمایت می کنند و آن خواسته چیزی نیست جز رفع بی کاری و به سر کار رفتن جوانان شان پاسخی دارند یا نه؟!

در این تحقیق با موارد زیادی از خواسته های گروهی دیگر از حامیان برخی از نامزدهای نمایندگی برخورد کردیم که به صراحت عنوان نشد اما به وضوح و از طریق دیگران این خواسته ها قابل لمس بود درخوایت هایی نظیر گرفتن معرفی نامه از نماینده برای اعطاء وام، یا سفارش به فلان ارگان برای رفع مشکل اداری جهت رسیدن به منفعت! گرفتن پروانه ی چاه، دریافت فلان مجوز، نامه ی انتقال فلان مستخدم دولت یا فلان دانشجو از منطقه ای به نقطه ی دیگر  یا استان، گرفتن امریه برای سرباز یا گرفتن وقت از فلان وزیر به جهت سفارش برای گرفتن فلان پروژه و هم چنین تقاضای گرفتن کرسی های مسوولیت در شهرستان! در مواردی نادر تقاضاهای غیر قانونی یا ورود به پرونده های اختلاس و قاچاق و احکام و جرایم مواد مخدر و چنین مواردی که همگی بر می گردد به کسب درآمد و بهره جستن و بردن منافع که در همین ابتدا راه نماینده ای را که دارد راهی مجلس شورای اسلامی می شود با این خواسته ها که البته برخی از آن ها به حق و از نیازهای اولیه ی هر هم وطن و هر شهروندی می باشد و مواردی دیگر زیاده خواهی، که به نوعی در دو راهی تصمیم گیری قرار می دهد و نامزدهای انتخاباتی در این بین دچار درگیری با خود و حقوق مردم حوزه ی انتخاباتی خویش می گردند که در این جا کاری به موارد منفی ذکر شده نداریم و بحث را به سمت خواسته های برحق عمده ی شهروندان و بسیاری از حامیان نامزدهای انتخاباتی سوق می دهیم که آیا این نامزدهای انتخاباتی چنین توانایی و توانمندی را دارند که پاسخ گوی معضل بی کاری شهروندان باشند و آیا در خود این قابلیت را می بینند که با ورود به مجلس و با رایزنی با دیگر نمایندگان و ورود در قوانین جاری کشور و ارایه ی طرح ها و تصویب مقررات و قوانین جدید دولت را موظف به ایجاد بسترها و راه کارهایی نماید تا مشکل بی کاری که امروز به صورت اپیدمی در تمام کشور شاهد آن هستیم را مرتفع کنند. به راستی نامزد انتخاباتی در جواب حامیان خود و آنانی که رفع مشکل بی کاری خود و فرزندان شان را گرد آمدن به دور خویش می بینند چه پاسخی خواهد بود؟!

نامزد انتخاباتی چه پاسخی به حامیان محیط زیست دارد؟ این نامزدها چه پاسخی به خواسته های فعالین اجتماعی در خصوص داشتن راه های مواصلاتی و بزرگ راه ها و کمربندی ها و احداث تونل های گریز از بن بست شهرستان را دارند؟ آنان بعد از ارایه ی راه کارهای حل مشکل بیکاری چه جوابی در مقابل نیاز شهروندان به صنعت توریسم در بخش های تاریخی و جاذبه های گردشگری و آب و هوایی دارند؟ نظر آنان در رابطه با احداث کارخانجات صنعتی خصوصاً پتروشیمی و بلاخص کارخانه ی سیمان که می تواند بسیاری از جوانان بی کار شهرستان را جذب کار کند چیست؟ نامزدهای انتخاباتی در حوزه ی ورزش و قهرمانی و مدال آوری جوانان شهرستان و معضل بی پولی و کمبود بودجه چه اقداماتی را مد نظر دارند؟ نامزدهای انتخاباتی در امر بهداشت و درمان و سلامت و ادامه ی ساخت بیمارستان 240 تخت خوابی و تجهیز و راه اندازری بیمارستان امام علی (ع) دانشگاه آزاد اسلامی چه راهکاری دارند؟ !

باید توجه داشت که بی تعارف و هم از نظر نیاز، قشر بزرگی از آنانی که به سمت یک نامزد انتخاباتی جذب می شوند اول از همه امید بهبود مشکل بی کاری است و دوم خواسته های برحقی که بالا فهرست وار عنوان شد و باید منتظر نشست تا احراز و تایید صلاحیت شدگان این دوره از انتخابات مجلس شورای اسلامی را در این بوته ی آزمایش دید و قبل از رأی گیری و در پاسخ به این سؤال ها و گوش دادن به پاسخ شان از بین آنان بهترین یا بهتر است بگویم نزدیک ترین شخص به پاسخ گو بودن و داشتن توانمندی ها در این خصوص را انتخاب و راهی مجلس کرد تا امیدی باشد برای امیدواران به رفع مشکل و معضل بی کاری.

+ نوشته شده توسط قهرمان در۹۴/۱۱/۱۴ساعت |

به نام خدا

                                               کازرون، انتخابات، مجلس!!

یکی از خصوصیات نظام دموکراسی حضور قاطبه ی مردم در انتخابات است که نماد اهميت دادن به مشاركت و آزادي در چارچوب انديشه هاي اسلامي و سیاسی به شمار مي رود. در دين مبين اسلام روابط مردم و حاكميت بر اساس تعامل دوسويه و اجراي وظايف متقابل است.  انتخاب ریاست جمهوری و نمایندگان مردم در شوراها و مجلس شورای اسلامی و فراتر از آن نمایندگان مجلس خبرگان رهبری حقِ مردم است و افزون بر اين، مردم حق مشورت و دخالت در تصميم گيري ها و نظارت ها در بسیاری از عملكردهای مسوولان و حتی غیر منتخبین خود را نیز دارند و مناسبات جامعه و حكومت بر پايه اعتماد، همكاري و رعايت حقوق متقابل استوار است.  در حكومت هاي استبدادي و فردي، تصميم گيري هاي سياسي در اختيار يك فرد و يا يك نهاد است و اكثريت جايگاهي ندارند. مقبوليت اكثريت بستگي دارد به نحوه ی پيروي از ارزش های دموکراسی و در صورتي مجاز است كه با باورهاي ديني و بعضی از رفتارهای سنتی اجتماعی برگرفته از عقاید مذهبی و شعائر اسلامی مغاير نباشد. در غير اين صورت، نه تنها دنباله روي از اكثريت جايز نيست، بلكه پي آمدهاي منفي زيادي را نيز در پي خواهد داشت. به نوعی می توان گفت اکثریت ابزار و وسيله حل و فصل منازعات اجتماعي است. هم دیگر، اکثریت حرف اول و آخر انتخابات را می زند که در نتیجه سرنوشت کشور را رقم خواهد زد البته با در نظر گرفتن و اهمیت دادن به تمایلات و خواست اکثریت. نظام جمهوری اسلامی ایران از وجود ولایت فقیه بهره مند است که خود برخواسته از انتخاب شایسته ی نمایندگان مردم در مجلس خبرگان رهبری است. بنابراين اکثریت تا زماني اعتبار دارد كه نقش مثبت و سازنده اي در جامعه داشته باشد، و به نظر نگارنده در صورتي كه اکثریت چهره ی عمل یا کار ويژه ی منفي، مانند تجاوز به حقوق اقليت به خود گيرد، اعتبار نخواهد داشت و پيروي از آن شایستگی نخواهد داشت.

 انتخابات مظهر آزادگی است و ورود تعداد زیادی از مردم جدا از زن یا مرد و به دور از تفاوت های قومی و سوای وجود طبقات اجتماعی، نشان دهنده ی قدرت و صلابت نظام حاکم و حکومتی آزاد و مردمی آزادی خواه و آزادی طلب است.  کسانی که وارد عرصه ی انتخابات می شوند نخست بایستی از صلاحیت و شخصیت وجودی خود که بعداً از طرف مجاری قانونی ذی صلاح احراز خواهد شد آگاهی داشته باشند و زمانی که خویش را ذی حق و شایسته ی ورود در این رویداد بزرگ که هر چهار سال یک بار اتفاق می افتد می دانند با شور و نشاط در این میدان گام می نهند و رخدادهای بعدی را در امر نمایندگی مردم رقم می زنند.

از قوانین و مقررات انتخاباتی مجلس شورای اسلامی در احراز صلاحیت ها شرایطی است که بایستی ثبت نام کنندگان آن را دارا باشند و این روند از هیات های اجرایی شهرستان گرفته تا به خصوص نظر پایانی شورای نگهبان مورد قبول کلیه ی نامزدهای انتخاباتی قرار می گیرد و به تصمیم نهایی این نهاد گردن می نهند و افزون بر آن در قانون مذکور مهلت های اعتراض به رد صلاحیت ها است که خود برخواسته از نفس وجود دموکراسی و احقاق حق کسانی است که فکر می کنند نسبت به صلاحیت شان اشتباهی رخ داده یا اجحافی صورت گرفته است!  از مقدمه ای که عنوان شد نظر خوانندگان محترم را به مطالب ذیل جلب نمایم

به عنوان یک شهروند کازرونی بسیار شادمان شدم که شهرستان تاریخی و فرهنگی مان این روزها در یک قاب عکس خبری انتخاباتی ماندگار قرار گرفته است، خبرهایی که حاکی از ثبت نام حدود 28 نفر برای تصاحب یک صندلی سبز مجلس شورای اسلامی است، تصاحب صندلی ای که جایگاه و نشست گاه افرادی شاخص و قابل که بر آن تکیه زده اند، انسان هایی که می توان گفت در شهرستان آن قدر شناخته شده و مقبولیت داشته اند که ذکر نام آن ها اذهان بسیاری از مردم شهرستان را درگیر خاطرات سیاسی و شاخصه های معروف و مشهوری خواهد نمود، مرحوم رجبعلی طاهری، آقایان باقری نژادیان فرد، مهندس نوذری، دهقان ناصرآبادی، و دکتر محمد صادقی از این جمله اند که آرزوی شهروندان بر این است که در آینده ای نه چندان دور این شهرستان بزرگ که قومیت های بزرگ ترک و لر و عرب در کنار ساکنان قدیمی فارسی زبان را در خود جای داده است از دو نماینده در مجلس شورای اسلامی بهره ببرد تا حق همه ی مردم ساکن شهرستان در خواسته های به حق شان و در رفع مشکلات شان با عنوان شدن در مجلس و مرکز کشور ادا شود.

شاید و بی شک در این میان افرادی دل سوخته و تحصیل کرده به این نتیجه رسیده اند که می توانند با انتخاب شدن توسط مردم برای نمایندگی همین مردم در مجلس شورای اسلامی بر یکی از این صندلی ها بنشینند و سبب خیر باشند هم برای کشور و هم برای شهرستان و سوای فعالیت در امور قانون گذاری و راهبردی نظام برای رسیدن به اهداف بلند مدت و پایدار کشور در خانه ی ملت به امور حوزه ی انتخاباتی خویش بپردازند و نیز نقش سازنده ای را ایفا کنند و به نظر می رسد که به همین دلیل اخیر این افراد بیشتر تمایل به شرکت در این انتخابات را دارند لذا با خواست قبلی و قلبی خود و با مشاوره گرفتن از خانواده و فامیل و دوستان و هم فکران و در صورتی که وابستگی به احزاب یا گروهای مجاز سیاسی کشور داشته باشند البته با مجوز آن حزب وارد گود می شوند. این روزها در تاریخ شهرستان اتفاق زیبایی رخ داده است و آن هم اعلام حضور کسانی است که نام و چهره اشان معرف اکثر شهروندان کازرونی است هر چند در لیست بیست و چند نفره ی ثبت نام کرده گان نام هایی به چشم می خورد که شاید فقط برای خانواده ی خود آشنا باشند اما این شجاعت و جسارت و بلند پروازی نشانه ای از زنده بودن جامعه ی سیاسی اجتماعی شهرستان کازرون است که به نظر نگارنده سطح بالا و والای آگاهی مردم و علاقه ی آن ها به سرنوشت و آینده ی شهرستان و نظام سیاسی کشور است.  لیست مذکور پر است از نام هایی که معروف و از چهره های نام آور شهرستان هستند کسانی که مورد وثوق جامعه ی شهری و روستایی هستند افرادی که در برخی نقاط شهرستان شاخص تر و در بعضی از جاها شناخته تر و در مناطق دیگر شاید محبوب تر و البته در بعضی از جاها هم شاید ناشناس باشند اما آن چه مهم است حضور شان رونقی خاص به انتخابات خواهد بخشید هر چند این که باید منتظر ماند تا نتیجه ی نهایی تایید صلاحیت ها را مشاهده نمود و تصمیم برای انتخاب و رای دادن گرفت اما در همین اثنای کار یا بهتر است بگویم برای برخی از ثبت نام کنندگان از سال های قبل تصمیم ها گرفته شده است هر چند که با ورود افرادی شاخص به صحنه ی انتخابات کازرون برگ برنده به برگ های برنده تقسیم شده است و شاید مثل دوره ی قبل نتوان  با صراحت گفت که چه کسی از بین این اشخاص محترم شانس پیروزی انتخابات را داشته باشند چون حضور افرادی با توانمندی های منحصر به خود می تواند کفه ی ترازوی انتخابات کازرون را بارها به بالا و پایین ببرد و این یکی از آن دلایلی است که عرض کردم این دوره با دوره های قبل تفاوت زیادی دارد و ثبت نام کنندگان برای خود دلایلی دارند که آرای زیادی را می توانند از رای دهندگان کازرونی بگیرند. منتشر شدن نام ثبت نام کنندگان کازرونی انتخابات نمایندگی مجلس شورای اسلامی در فضاهای مجازی از همین نخست آمار ثبت نظریات در این گروه های اجتماعی و سایت های خبری به طور قابل وصفی بالا برده است و با انتشار در نشریه های محلی کوی برزن را تحت تاثیر خود قرار خواهد داد و با این که نزدیک به دو ماه دیگر به انتخابات مانده اما شهرستان چهره ای انتخاباتی به خود گرفته است و جلسات نامزدهای انتخاباتی بیش از بیش به چشم می آید و شور و نشاطی خاص در بین آحاد مردم به راه افتاده است اما آن چه مهم به نظر می رسد رعایت اخلاق اسلامی و شهروندی است که باید از طرف نامزدهای انتخاباتی و خصوصا نزدیکان و همراهان و هواداران آن ها لحاظ شود به نحوی که هر گروه که شامل نامزدها و دست اندرکاران تبلیغات آن ها می شوند هرگز در فکر تخریب رقیب انتخاباتی خویش نباشند و فقط به داشته ها و توانمندی های خود بپردازند و آن گونه که از تریبون های بزرگانی چون امام جمعه ی محترم و دیگر مسوولان بازگو شده است وعده های پوچ و توخالی و نشدنی به مردم داده نشود و با رعایت این مسایل است که می توان فرهنگ ارزنده ی این شهرستان را به نمایش گذاشت و می توان امیدوار بود که در جوی بسیار آرام رقابتی سالم را انتظار داشت آن گونه که در پایان رأی شماری شخص پیروز جشن همبستگی و وحدت را بگیرد و دیگر رقیبان حاضر در میدان انتخابات با دسته های گل به تبریک این انتخاب شایسته ی مردم بروند.

 

+ نوشته شده توسط قهرمان در۹۴/۱۰/۱۲ساعت |

به نام خدا 

                                                     انتخاباتی ها!! 

انتخاباتی شدین 


4- راه رفتن انتخاباتی هم مدل مخصوص به خودش داره از جمله تند گام برداشتن یا آهسته رفتن، هر چند شاعر می فرماید: رهرو آن نیست که گه تند و گه آهسته رود/ رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود، اما چون معمولا کمتر اتفاق می افته که یه نامزد انتخاباتی بتونه یه مسیر را آهسته و پیوسته بره شما هم مجبور هستید که این گونه راه برین چون مردم نمی ذارن و در طول مسیر مزاحم می شن یعنی نامزد انتخاباتی شما مجبور می شه به ایسته یعنی وایسه و بعضی از سوال ها را پاسخ بده یا بعضی از سلام و احوالپرسی ها را جواب بده به همین خاطر راه رفتن شما هم تحت تاثیر راه رفتن نامزدتون قرار می گیره! این جاست که راه رفتن شما هم انتخاباتی میشه یعنی بی خودی برای کسی قدم بر نمی دارین و گام هایی که بر می دارین حساب شده برداشته میشه و برای یه عده ایی خوب گام بر میدارین در حد پریدن و برای کسانی دیگه لنگان لنگان و این هم یکی از راه و روش های انتخاباتی شدنه! البته گام های استوار برای رسیدن به مقصد که در اون هدف خداوند و بندگان خدا باشه قدم هایی ست که انتخاباتی نیست و شهروندی است.

5- دویدن انتخاباتی، شما باید دونده ی خوبی باشین چون نامزد انتخاباتی شما برای رفتن و حاضر شدن بر سر وعده یا رسیدن به جلسه سوار ماشین می شه و شما باید تندی بدوید و سوار ماشین تون بشین که اون طرف تر پارک شده تا مبادا دیر برسین و از قافله عقب بیفتین، دویدن در طول انتخابات خیلی مهمه و هرکی با سرعت بیشتری بدوه برنده می شه که از قدیم گفته اند دونده برنده است! در اصل دویدن باید برای رأی جمع کردن باشه و هر چه شما سرعت بیشتری داشته باشین بالطبع زودتر از رقیب یا زودتر از حامیان رقیب خودتون به روستاها و بخش ها و حتی قله ی کوه قاف می رسین و در عوض بیشتر بیعت می گیرین یعنی بیشتر حامی پیدا می کنین یعنی بیشتر رأی جمع می کنین پس تا می تونین در این مدت مانده به انتخابات بدوین چون دویدن هزار تا خاصیت داره هم برای سلامتی خوبه هم ورزیده می شین و بعد از انتخابات برای گرفتن یه نامه توی این اداره و اون اداره هر چی بدوین خسته نمی شین و در کل قضیه بعد از انتخابات بر اساس نوع دویدن تون در زمان انتخابات اگه نامزد انتخاباتی شما رأی کافی برای رفتن به مجلس نیاورد می تونین با هم در دوهای اعتراض به تخلفات در رأی گیری و دوهای استقامت یا مارتن یا دو سرعت یا دو امدادی یا دو به خاطر یه تکه نان یا دوهای رایج در این شهرستان شرکت کنین و جایزه بگیرین!

6- سخن گفتن، یکی از مهمترین کار انتخاباتی شما گفتار و سخن گفتن و حرف زدن تون است که باید تاسی و برگرفته از سخنان نامزد انتخاباتی شما باشه که در جلسات خصوصی از زبان ایشان شنیده اید یعنی باید مثل اون نامزد حرف بزنید راهکارهایی که نامزد انتخاباتی شما برای درست کردن و تغییر و تحول و دگرگون کردن شهرستان کازرون ارایه داده شما باید صد چندان بیشتر برای دیگران و برای جذب مردم بیان کنید یعنی سخن گفتن شما باید کاملا انتخاباتی باشه یعنی طوری باید حرف بزنین و روی صحبت های خودتون پافشاری کنین که خودتون هم اورتون بشه که این چیزایی که می گین صحت داره و در توان نامزد انتخاباتی شما هست که انجام شون بده چون اگه به حرفایی که می زنین ایمان نداشته باشین مردم هم می فهمن و دیگه فایده ای نداره،

مثلا اگه نامزد انتخاباتی شما گفت می خوام کازرون را به فرمانداری ویژه ارتقاء بدم شما بایستی بگی نامزد ما توانایی داره که کازرون را استان و پایتخت کنه و حتی دستش میاد که از کازرون یه کشور بسازه! حتی شما به جای نامزد انتخاباتی خودتون باید به مردم شهرستان قول بدین که تونل بناف و محرم که یکی از پنجاه سال پیش و دیگری از چند سال پیش تعطیل شده هر دو را با هم و در همون دوره ی نمایندگی نامزدتون افتتاح می کنیم! 

اگه ایشون گفت می خواد  کارخانه ی کاشی سرامیک را احیاء کنه شما باید بگین که نامزد انتخاباتی ما می خواد  کارخانجات صنعتی و سیمان سازی و پتروشیمی درست کنی بیاره! و اگه اون نامزد محترم گفت قصد داره که کاری بکنه تا جاده ی شیراز به بوشهر از کنار کازرون رد بشه شما باید بگین که نامزد انتخاباتی تون می خواد جاده ی شیراز بوشهر را از سر خیرات رد کنه تا توی این مسیر ما آش و آشکارده به بوشهری ها بدیم و به جاش قلیه ماهی و انرژی اتمی که حق مسلم ماست ازشون بگیریم و هم بگین که نامزد انتخاباتی تون می خواد از کازرون تا بوشهر بندر کشتی رانی بزنه و کشتی های نفتی بیاره بغل دست دکل میدون شهدا تا دسترسی مردم به نفت برای بردن سر سفره شون بهتر بشه!

و اگه گفت کازرون قابلیت داشتن فرودگاه داره شما بگو نامزد انتخاباتی تون قراره فرودگاه بین المللی بزنه تا پروازهای خارجی سراسر استان از کازرون انجام بشه و قراره کارخانجات صنعتی درست کنه تا همه ی فرزندان این شهرستان سر کار برن!

اگه ایشون گفت می خواد صنعت توریسم را در کازرون احیاء کنه شما باید بگین که نامزدتون می خواد آثار باستانی جدید بسازه تا توریست هایی که از دیدن شهر تاریخی بیشاپور و نقش برجسته های تنگ چوگان و غار شاپور و معبد آناهیتا دل زده و خسته شده اند بیان به این آثار جدید سر بزنن، اگه نامزد انتخاباتی شما در یه جلسه ی خانگی گفت که نیروگاه گازی خیلی آب مصرف می کنه و دلیل عمده ی خشک شدن دریاچه ی پریشان وجود همین غول های عظیم گازیه و قول داد که بردارتش شما بگو که قراره نامزد انتخاباتی تون نیروگاه گازی را تعطیل و برچیده کنه و به جاش باغ و گل و گیاه و درخت بکاره و بایستی کلام و گفتار تون از خود نامزد انتخاباتی تون غراتر وشیوا تر باشه، اگه نامزد انتخاباتی شما در شعارهایش گفته که می خواد شهرستان کازرون را از رکود و عقب گرایی بیرون بیاره شما باید بگین که نامزد انتخاباتی ما می خواد رکورد بزنه و می خواد کارهایی را که نماینده های قبلی نتونستن انجام بدن یا نتونستن به اتمام برسونن در سال اول نمایندگی اش تمام کنه، باید از قول نامزد انتخاباتی خودتون به مردم قول بدین که قراره دریاچه ی پریشان را پر آب کنه و قراره توی دشت برم درخت بکاره و قراره که از تنگ تیکاب به کوه قبله تله کابین بزنه و یه سری قول و وعده هایی  که نامزد انتخاباتی تون روحش هم خبر نداره!

ولی قول ها و وعده هایی که شما به جای نامزد انتخاباتی خودتون به مردمی که دارین ازشون رأی جمع می کنین می دین بایستی خیلی دهن پر کن باشه و بایستی نشون بده که کارهای مهمیه و الا بعضی از این مردم اگه بهشون گفتین که نماینده های مجلس کارشون فقط قانون گذاریه و نامزد انتخاباتی شما وقتی توی مجلس رفت نمی تونه و نباید فرماندار و بخش دار و رؤسا و مسوولان اداره جات و نهادها را عوض کنه و نمی تونه خیابونا آسفالت کنه و قرار نیست که لوله کشی گاز کنه و نمی تونه توی مراسم دور از جون تون فوت خویشاوندان تون شرکت کنه و نمی تونه سربازی بچه های شما را درست کنه و نمی تونه پسر یا دخترای شما را سر کار ببره عمراً اگه به نامزد انتخاباتی شما رأی بدن! پس تا می تونین بهار سبز کنین و وعده و وعید بدین چون انتخاباتی شدین!

تا مطلبب انتخاباتی بعدی! خلاص!!

+ نوشته شده توسط قهرمان در۹۴/۱۰/۰۴ساعت |

به نام خدا

 

                                                 آفرین به شهداء

 

سخن گفتن و نوشتن از شهداء سخت نیست و هر چه قدر هم که بگوییم و بنویسم زیاد نیست، سخت نیست به خاطر این که کار سخت را آن ها انجام داده اند که گفتن و نوشتنش برای ما خیلی هم آسان است:  انسان های با شرف و دلاوران با غیرتی که برای حفظ خاک وطن و دفاع از ناموس و سربلندی دین و مذهب با دشمن و حامیان مالی و تسلیحاتی آن ها جنگیدند و به همین دلیل جای جای میهن اسلامی ایران بوی ایثار و فداکاری و از جان گذشتگی آن ها را می دهد.    یا در جمله ای دیگر می توان گفت که آن ها     جان دادند و رفتند تا ما جان بگیریم و بمانیم، به همین سادگی! و به همین آسانی می شود شهداء را معرفی کرد و شناخت، افرادی که با دیگرانی چون ما فرق داشتند! البته شاید خیلی از ما هم که شهادت نصیب مان نشده است می توانستیم مثل آن عزیزان باشیم، که  منظور از بیان این مطلب چیز دیگری است و آن این که شهدا شمع محفل ما هستند، شهدا در کنار ما هستند، در قاب یک عکس به دیوار، در یک تابلو بر ادامه ی بلوار و اتوبان یا بر یک بنر بر یک میدان یا دیوار، و در واقع شهداء در همه ی امور زندگی ما حضور دارند و نه این که در گلزار شهدا دفن شده باشند بلکه وقتی به مرزهای میهن می نگرید وقتی به آسمان کشور نگاه می کنید وقتی به پهنای خلیج فارس و عمق دریای آزاد دید می اندازید و وقتی نقشه ی ایران را مشاهده می کنید به رمز و راز شجاعت و قهرمانی و پهلوانی شهداء و حضور آن ها دست پیدا می کنید پ  س شک نداشته باشید که شهداء جزیی از زندگی روزمره ی ما هستند و خانواده های آنان عزیز ترین کسان جامعه ی ما می باشند.           دو شهید عزیز پس از 32 سال که مفقود الاثر بودند با همت گروه تفحص سرافرازانه به زادگاه شان کازرون عزیز آمدند،     آفرین به شهداء که کاری کرده اند کارستان و همتی به خرج داده اند که تا دنیا برقرار است نام و یادشان برپا و جاویدان است، آفرین به این عاشقان که عشق ورزی شان با خداوند بود، آفرین به این مهربانان که مهرورزی شان به خاک وطن بود، آفرین به این قهرمانان و پهلوانان که مدال آوری رشادت شان در جهان بی نظیر بود و آفرین به این جان برکفان که آمدند و نشان دادند که بعد از شهادت هم به خاک وطن شان عشق می ورزند و به همین دلیل برگشتند و دیگر شهیدان مفقودالاثر نیز برمی گردند تا ما به استخوان ها و به تکه های لباس و پلاک شان بگوییم آفرین و مرحبا بزنیم که به آغوش وطن برگشتند آن هم پیروزمندانه،        تشییع پیکر این دو شهید در میدان مرکزی شهر به سمت گلزار شهدا با صلابت برگزار شد، مردم با وفا، مردم قدردان، این مردم مهربان که شاید هیچ کجای دنیا مثل آن ها نباشد و نیست حضوری صمیمانه داشتند، بی تعارف  هیچ  کس    دلش نمی خواهد که مردم کشورش وارد جنگ بشوند و جوانان شان شهید بشوند و هیچ کس دوست ندارد که خانواده ای یک عضو خود را از دست بدهد حتی با شهادت، اما دفاع از میهن و حفظ دین و ناموس شهادت می طلبد و آدم احساس غرور می کند که زیر تابوت شهید برود و به خود می بالد که یکی از همشهریانش با غرور و سربلندی پس از سال ها که از جنگ تحمیلی و دفاع مقدس گذشته است با این استقبال پر شور مردم و با چشم های گریان از اندوه و اشک شوق از ورودشان روبرو می شود، آفرین به شماها که آمدید انصافا اداره بنیاد شهید شهرستان کازرون سنگ تمام گذاشت از رییس گرفته تا معاونین و همه ی کارمندان و کارکنان چون هم متولی این امر هستند و هم خودشان را صاحب عزا می دانستند امام جمعه محترم و فرماندار گرامی و بسیاری از مسوولان محترم شهرستان  حضور داشتند اما کسان دیگری هم که باید می آمدند و باید در این مراسم باشکوه می بودند نیامده بودند! ولی آفرین به این مردم غیور و فهیم شهرستان که آمدند و تشییع کردند و نماز خواندند و به خاک سپردند شهیدشان را، عزیزشان را، قهرمان شان، دلاورشان، جان برکف شان را، آفرین به شماها که نگذاشتید ایثارگر شهیدتان تنها بماند، آدم ذوق می کند که در چنین شهرستان با عظمتی زندگی می کند. انسان به شماها مردم خوب و مهربان و با وقار افتخار می کند و به کازرونی بودن خودش می بالد، حضور بانوان هم در این مراسم معنوی چشم گیر بود، من مطمین هستم که خانواده ی این دو شهید عزیز خوشحال بودند که خداوند عزت دو چندان به آنان عطا کرده است، عزت شهید داشتن و عزت همراهی و هم دلی و رفاقت و دوستی مردم کازرون، و دیدند مردانگی و غیرت همشهریان خودشان را که شهیدشان را بر بالای دست و روی سر خود گذاشتند و آفرین به همت این مردم خوب و صمیمی.     این که چرا بعضی از مسوولان و روسای ادارات و نهادها و سازمان ها نیامده بودند سوالی است که جواب های  متفاوتی می تواند داشته باشد از جمله این که کار داشتند یا مطلع نشده بودند یا تنبلی کردند یا بی خیال شدند یا ...اما چه کاری مهم تر از به پیشواز شهید آمدن! و تا آن جا که بنده سراغ داشتم اطلاع رسانی در سطح شهرستان و از طریق رسانه ها و سایت ها ی خبری و گروهای اجتماعی اینترنتی و ادارات و نهادها به خوبی انجام شده بود و مگر شهدا تنبلی کردند که ما تنبلی مان بشود و مگر آنان نسبت به جان و مال و ناموس و خاک وطن بی خیال بودند که ما نسبت به آنان بی خیال باشیم د  ر  این میان فقط عذر موجه قابل توجیه است خصوصا برای آنان که در این شهرستان پست و مقام و سمت دارند و به واسطه ی خون این شهیدان به مسند ها رسیده اند و چه کاری برتر از پرداختن به این امور و چه رفتاری خوش آیند تر از هم دردی کردن با خانواده ی شهید و چه افتخاری بهتر از زیر تابوت شهید رفتن و چه صوابی بهتر از اشک ریختن برای شهداء و چه عزت و غروری بهتر از بالیدن به داشتن 1100 شهید، پس بعضی ها کجا بودند!؟     آنان که رفتند حسینی بودند و ما نه زینبی ایم! پوستر رفتن شان را به دیوار ریا زدیم و وکیه بر صندلی نرم غرور!   به نظر این حقیر کمتر عذری می تواند در نیامدن بعضی از مسوولان ادارات و نهادها به این مراسم با شکوه و پر صلابت قابل قبول باشد،     آفرین به شماها که آمدید و روح این دو شهید را شاد کردید ! باقی بقای عمرتان، التماس دعا

 

 

+ نوشته شده توسط قهرمان در۹۴/۰۹/۲۵ساعت |

به نام خدا

                                                           انتخاباتی ها!!

انتخاباتی باش! 

با نزدیک شدن به روزها و شاید ماه های نزدیک به انتخابات چنان جو انتخاباتی در شهرستان ما حاکم می شه که نگو و نپرس و شاید هم بگو و بپرس، و این جو انتخاباتی باعث می شه که شما در صف پمپ بنزین که ماه هاست پمپ بنزینی جلو پادگان تعطیل شده و در صف نانوایی و در کوچه و بازار و خیابون و بیابون و دشت و صحرا و کوه و کمر تا هم دیگه را می بینین می پرسین: امسال با کی هستی؟ البته منظورتون و منظور شون، این دوره با کی هستی است!  به همین دلیل بعضی از شهروندان محترم کازرونی چنان در جو انتخاباتی زودرس قرار می گیرن و قرار می گیریم و چنان هیجان زده می شن و چنان در این فضای هیجان انگیز سیر می کنن و چنان در این میدان رقابت انتخاباتی قرار می گیرن و قرار می گیریم که خیلی از رفتار و حرکات و خصوصاً سخن گفتن شون و گفتن مون انتخاباتی می شه!  این جاست که نشستن، برخاستن، ایستادن ،راه رفتن، دویدن، سخن گفتن، و در کل رفتار و کردار باید انتخاباتی باشه، یعنی وقتی توی فضای انتخابات قرار گرفتین بایستی انتخاباتی رفتار کنین، رفتار کنیم! البته نه هر انتخاباتی و ما در این مطلب فقط به انتخابات مجلس شورای اسلامی نظر داریم یعنی انتخاباتی که توی شهرستان ما نزدیک به 30 نامزد محترم داره و هر نامزذ انتخاباتی 300 مدیر و مطلع و مبلغ و مروج و جان نثار و جان بر کف و هماهنگ کننده و هم راه و هم یار و سخن گو ،سخن دان ،طراح ،ایده پرداز و رای جمع کن و و و داره!  افرادی که دنبال یه نامزد انتخاباتی راه می افتن ، اجازه بدین نگارش مطلب را به سمت محترمانه ای ببریم که خدای نکرده به کسی توهین نشه یعنی به کسی بر نخوره چون توی این شهر وقتی یه مطلبی نوشته می شه بعضی یا به خودشون می گیرن و بعضی ها ناراحت می شن و بعضی یا قهر می کنن و بعضی ها موضع می گیرن و بعضی یا دل نگران می شن، پس انتخاباتی نوشتن خیلی سخت می شه و بایستی همه ی جوانب رعایت بشه حتی اگه موضوعی که نوشته می شه راست باشه و صحت داشته باشه و شایعه نباشه و پیازداغش هم زیاد نشده باشه اون کسی که بهش بر می خوره یا فکر می کنه که بهش برخورده می گه که: حرف شما و مطلب تون قبول، ولی نباید می گفتی و نباید می نوشتی! وتذکر این موضوع لازمه که انتخابات نهایتاً 10 روز طول می کشه اما ما قراره 1000 سال اگه خدا بخواد توی این شهرستان با هم زندگی کنیم و چشم توی چشم هم باشیم پس الهی من قربون چشم تون برم چشم هاتون را به روی همه چی نبندین و بعضی وقتا لازمه که چشم هاتون را به روی بعضی چیزا ببندین و گاهی اوقات چشم ها را باید شست، جور دیگری باید دید!  بگذریم، اون کسانی که دنبال کاندید خودشون هستند و از نامزد انتخاباتی خودشون حمایت می کنن خیلی واضح و خیلی جالب و خیلی واقع و خیلی مبرهن است که تحت تاثیر صحبت ها و گفتار اون انسان محترم قرار می گیرن به نحوی که به همون شکل و همون سبک و سیاق، خوشون را می سازن یعنی اون نمونه قیافه می گیرن و اون مدل حرف می زنن و به همون روش سعی می کنن که دیگران را نصیحت، ببخشید راهنمایی و روشن کنن و این گونه ابراز و برای دیگران بیان می کنن که این نامزد انتخاباتی از همه ی اونای دیگه سر تره و توانمند تر و مردمی تر و دکتر و مهندس تر و دل سوز تر و بیش تر از اونای دیگه احساس مسوولیت تر می کنه و بیش تر می خواد به شهرستان کمک تر بکنه و رابینهود تر و بتمن تر و سوپرمن تر و زورو تر و اصلح تر از بقیه تر است! در این قسمت به چند مورد از انتخاباتی شدن اون افرادی که دور اون و این نامزدهای محترم انتخابات هستند اشاره می کنیم و در همین ابتدا به آغوی سید حسین و آغوی شاحمزه و جد آسید عطا  قسم می خوریم که طرف صحبت مان هیچ فرد خاصی یا هیچ کدام از نامزدهای محترم انتخابات مجلس نیست و با احترام به تمامی نامزدهای مجلس آینده باید اذعان کنیم که فقط و فقط یادآوری رفتار و کردار و حرکات و سکنات گروهی از شهروندان کازرونی است که می تونه هر کسی باشه مثل بنده یا مثل شما یا مثل اونا و یا مثل اینا و مثل خیلی های دیگه پس لطفا به خودتون نگیرید و نه از بنده و مطلب بنده و نه از دست کسی هم ناراحت نشین و با حوصله مطالب را بخونین و با نامزد انتخاباتی خودتون در مسیر انتخابات تون حرکت کنین و سرتون به کار خودتون باشه که هر کی شکن آش ماشکن!  1- نشستن، که باید انتخاباتی باشه یعنی شما باید مواظب باشین که هر جایی ننشینین و با هر کسی نشست نداشته باشین و باید توجه داشته باشین که روی زمین یا روی موکت و یا روی قالی نشستن آداب خاص خودش داره چون می تونین چهار زانو یا روی پا بشینین یا اگه پاتون درد می کنه و زانوهای تون توان همراهی با نامزدتون تا انتهای مجلس نداره می تونین پاهاتون را دراز کنین ! و روی صندلی نشستن نیز این گونه؛ که باید بدونین کدام صندلی در چه قسمتی قرار گرفته، کجای مجلسه، چه کسی کنارت نشسته یا شما کنار کی نشستی، فاصله ی شما با نامزد خودتون چند سانتی متره، دوربین های عکاسی و فیلم برداری چه قسمت هایی را بیشتر پوشش می دن، بغل دستی شما کیه، آیا باید به صندلی تکیه بزنی یا نزنی؟ آیا صندلی پلاستیکیه یا چوبیه یا آهنی یا از نوع مبل؟ آیا جیر جیر می کنه یا راحته؟ آیا می شه به پشتی صندلی تکیه کرد؟ آیا پوست خربزه زیر پایه های صندلی نیست و آیاهای دیگه.  2- برخاستن ،شما باید بدونین حالا که می خوای بلند بشین برخاستنت انتخاباتی باشه یعنی دستت به زمین بذارین و بلند بشین یا دست دیگری را بگیرین یا باید مستقیما بدون استفاده از دست کسی بلند بشین! باید بدونین با چه کسی برخاست می کنین و کی باید بلند بشین یعنی باید نقطه سنج یا نکنه سنج باشین یعنی باید زمان سنج باشین یعنی باید وقتی بلند می شین زودتر از نامزد مربوطه نباشه و دیرتر هم نباشه که از حلقه ی نزدیکان دور بشین! بایستی بلند شدن تون سر به زنگاه باشه، در کل برخاستن از زمین آداب خاص خودش داره یعنی اگه برای خدمت به مردم از زمین بلند می شین و اگه بی ریا و بدون خواسته ای و فقط برای این که نامزد اصلح را که به نظر خودتون پیداش کردین و انتخابش کردین و می دونین اگه رای بیاره با جون و دل به مردم حوزه ی انتخاباتی خودش خدمت می کنه و برای پیشرفت شهرستان وقت می ذاره و به نظام مقدس جمهوری اسلامی و خون شهدا پایبنده می خواین بلند بشین باید یا علی بگین و اگه برخاستن تون از زمین به خاطر تعصب و طرفداری و حمایت کورکورانه و قوم گرایی و خویشاوندی و لج بازی با این یا اونه یا این حرفاست، خواهشمند است همون جا سر جاتون بشینین و بلند نشین و بذارین تا کسانی بلند بشن که نامزد محترم انتخاباتی شون اصلح و قابل و کاربلد و دارای همون صفاتیه که عرض کردم .  3- ایستادن هزاران آداب داره که کجا به ایستی چرا بایستی چه مدت ایستادنت طول بکشه، بعضی وقتا لازمه که علف زیر پاتون سبز بشه و بعضی وقتا یه دقیقه طول نکشه، با چه کسی یا کسانی باید بایستی چون اونایی که عبور می کنن و شما را می بینن هزار جور به خاطر ایستادن تون و نوع ایستادن تون فکر توی سرشون میاد! باید در کنار نامزد انتخاباتی خودتون صاف بایستین در هنگام ایستادن لبخند بزنین با اونایی که از کنار شما رد می شن احوالپرسی کنین اگه نامزد شما احتمال زیادی داره که رای بیاره و توی مجلس بره می تونین خودتون را برای دیگران بگیرین یعنی یه کمی فخر بفروشین، البته شما آن قدر روی نامزد انتخاباتی خودتون تعصب دارین که همه ی صندوق های رأی را مال خودتون می دونین و کم ِ کمش می گین انتخابات به دور دوم کشیده میشه و باز ما برنده  انتخابات هستیم!  تا مطلب انتخاباتی بعدی! خلاص!!

+ نوشته شده توسط قهرمان در۹۴/۰۹/۲۱ساعت |

به نام خدا

                                                             موسی

کاری ندارم که چرا پیامبران الهی برای هدایت قوم شون چه قدر رنج کشیدن و ستم دیدن و زجر متحمل شدن و در آخر کار هم تعداد زیادی از قوم به راه راست هدایت نشدن چون این که امر و خواست خداوند مهربان به هر چیزی تعلق بگره همون می شه که ذات احدییتش خواسته و درسته که راه خیر و شر را به بنده هاش نشون داده اما عقل هم که سرآمد کاینات است به اشرف مخلوقاتش که ما باشیم داده و در پرتو داشتن این عقله که تمدن و فر هنگ و آداب اجتماعی و روابط خانوادگی و مهر و علاقه و دوستی و محبت و وفاداری و صفا و صمیمیت بوجود میاد و در نهاد و فطرت انسانی نهادینه میشه، نفسم بند اومد!

قوم بنی آرایی که ما باشیم دارای سابقه ی فرهنگی و تاریخی و تمدنی بسیار کهنسال و با پشتوانه ای دینی و اسلامی و البته شیعی هستیم که با داشتن الگوها و قدیس های ملکوتی و آسمانی همیشه پیرو فرامین پیامبران الهی و دسورات قرآن هستیم و به همین دلایل کمتر اتفاق می افته که راه کج بریم و البته تابع گفتار نیک بزرگان و پندار نیک علما و کردار نیک خوش کرداران جامعه هستیم و هیچ گاه چون قوم موسی به سمت بد عهدی و خلف وعده و بد اخلاقی و نامهربانی روی نمی یاریم، اما با این محسنات که خدمت با سعادتون عرض کردم یه بدی هم داریم که خیلی بده! یعنی خیلی خوب نیست، یعنی باعث میشه که همه ی کارها و رفتارهای خوب مان را تحت الشعاع این موضوع قرار بده  و اونم فراموشیه!

یعنی ما آدم های به این خوبی، ما آدم های به این نازنینی، ما انسان های به این ماهی حیف که فراموش کاریم، حیف که یادمون می ره که چه کار  باید بکنیم، حیف که یه چیزهایی در خاطر مون نمی مونه و یادمون میره که چه کار باید می کردیم یا چه کار باید بکنیم!

 شاید دلیل عمده اش اینه که چسبیدم به حاشیه ها و گرفتار گرفتاری های من و خود درآری شدیم و در بند فرعیات اسیر شده ایم و اصلی ها را فراموش کردیم! اصلی هایی از جمله پرداختن به فرهیختگان جامعه، اصلی هایی که شامل شناسایی و احترام به بزرگان خود و شهرستان مون میشه، اصلی هایی که تعهد هایی است که به این حکیمان و عالمان و فرهیختگان داریم.

ما در این اجتماع به عنوان یه خانواده ی بزرگ در کنار هم زندگی می کنیم و باید یادمون باشه که یک سری نیازهایی داریم که بایستی مرتفع بشه بایستی برای هم دیگه مرتفع اش بکنیم یعنی رفع بشه، منظورم نیاز و احتیاج های معنوی و عاطفی یک دیگر است، یعنی بایستی یادمون باشه که بعضی از افراد به خاطر اینکه ما همشهریان اونا در آگاهی به سر ببریم و اهل مطالعه بشیم برامون وقت می ذارن، پس باید براشون وقت بذاریم، برامون زحمت کشیدن، باید براشون زحمت بکشیم، برامون دلسوزی می کنن و بایستی براشون دل بسوزونیم! بایستی پی جور احوال شون باشیم یادشون کنیم اگه دور از ما هستن سلام شون یرسونیم و اگه ملالی دارن کمک شون کنیم چون ذاتاً با این افراد و این اشخاص ِ خاص تعهد داریم و بعضاً به نوعی مدیون شون هستیم!

انسان هایی که بدون خواستن اجر و مواجب و فقط به خاطر وطن پرستی و عشق به زادگاه شون و این که دلسوز جامعه هستن به تکاپو می افتن و تلاش می کنن و با تحقیق و مطالعه آثاری را خلق می کنن که هم خودشون و هم اثرشون ماندگار می شه؛ انسان های فرهیخته و دانشمندی که هدف شون روشن گری و عاقبت اندیشی و ترویج فرهنگ مطالعه و کتاب خوانی در جامعه است، انسان هایی که از بطن همین اجتماع رشد کردن و  تعالی دیگر شهروندان شهرستان خودشون را آرزو دارن، این آدم ها به نوعی از خود گذشته و عاشق علم و ادب هستند و فرهنگ والایی دارن و به نوعی محقق و اندیشمند هستند.

این انسان ها با روی آوردن به نوشتن و روزنامه نگاری و تالیف کتاب قصد دارن که جامعه ای روشن و آگاه و با فرهنگ بسازن، کارهای فرهنگی می کنن هنر آفرینی می کنن آثاری خلق می کنن که روح آدم را جلا میده و حس زندگی را در انسان به کمال می رسونه با یه نقاشی با ساخت یه مجسمه با با نوشتن حتی یه سطر خط حتی شکسته! و با نوشتن یا تالیف یه کتاب آن هم تاریخی یا حماسی، آن هم واقعی از زندگی بزرگان و دلیرمردان همین مرز و بوم 

 ما فراموش می کنیم و فراموش کردیم که انسان هایی در کنارمون زندگی می کنن که به نوعی حق گردن ما دارن و به نوعی منت دارن ولی ما بی تفاوت از کنارشون رد می شیم، نمی تونم بگم مقصر اصلی کیه یا تقصیر از کیست یا توسط چه نهاد یا ارگان یا چه کسی قصور صورت گرفته، شاید نوعی سهل انگاری یا بی تفاوتی یا ندانم کاری بوده، شاید هم نوعی بی توجهی در اثر کم توجهی بوده! شاید اون فرد یا سیستمی که مسوول پرداختن به این عزیزان بوده دچار روزمرگی و فراموشی و بی توجهی بوده، شاید هم جامعه توجیه نشده که بایستی به این عزیز و اون عزیزانی که مد نظر بنده هست توجه بکنه تقدیر بکنه تشکر بکنه و خوشحال و شاد باشه که در شهرستانی زندگی می کنه که موسی یا امثال موسی در اون زندگی می کنن!

اما چه اتفاقی افتاده که ما فراموش کردیم این انسان ها را و باید بگم متاسفانه قشر زیادی از جامعه نمی شناسن اینا را؛ اگه بگم نشریه ها و جراید سطح شهرستان کم کاری کردن که بی انصافیه چون  همه ی نشریه ی محلی شهرستان بارها و بارها در پرداختن به چهره های مذهبی ،فرهنگی،  تاریخی و حماسی شهرستان از پیشگامان این عرصه بوده و سایت ها و برخی از وبلاگ های دیگه ی شهرستان هم همین طور، شاید اقبال کم شهروندان در مطالعه ی نشریه های چاپ شهرستان و کاربران سایت های فضای مجازی باشه!

ما یا من یا شما و ایشان و اونا و اینا زمانی بیشتر با ناصر دیوان و دلاوری های احرار جنوب و آزادیخواهان قیام علیه پلیس جنوب یا اشغالگری انگلیس آشنا شدیم که کتاب ناصر دیوان کازرونی به روایت اسناد موسی مطهری زاده را خوندیم یا کتاب جنبش ضد استعمارگری جنوب و آزادیخواهان کازرونی تالیف وی را مطالعه کردیم و یادمون اومد آن چه را که باید یادمون می موند و یادمون اومد آن چه را فراموش کرده بودیم و یاد گرفتیم و آموختیم آن چه را که باید یاد می گرفتیم از دلاوری ها و حماسه های مرد یا مردانی که برای خاک وطن و برای اعتلای احکام و شریعت اسلام و برای حفظ ناموس جان شان را به خطر انداختند و البته از جان خودشان گذشتند.

فهمیدیم که در آن زمان که قوای انگلیس به جنوب و به بوشهر حمله کرد ناصر دیوان با هم رزمانش به رئیس علی دلواری کمک کردن و در تنگ ترکان با اجنبی ها جنگیدند و تا خانه زنیان و دشت ارژن نیز نیروهای متجاوز انگلیسی را قلع و قمع کردن اما در کمال تاسف نفهمیدیم که چه کسی این اطلاعات ناب را با تحقیقات خود و مطالعه ی شبانه روزی و تحمل رنج و سختی به نگارش درآورد تا ما کازرونی ها به داشته های قهرمانی خود و دلاوری های وطن پرستان مون آشنا بشیم و اگاه باشیم که این جان برکف بودن و این ایثار و دلاوری های هشت سال دفاع مقدس و این شهادت شهیدان کازرونی ریشه در تاریخ پر رمز و راز و پهلوان پرور این دیار داره.

در این جا موسی مطهری زاده نماینده ی کسانی است که مد نظر بنده است، موسی را عنوان کردم چون جزو محققین و تالیف کنندگانی است که فکر می کنم معرف جامعه ی فرهنگی شهرستان و بخش کوچکی از مردم کازرون است و بس، اما موسی و این عزیزان محقق چه گونه بایستی به عموم مردم شهرستان بیشتر معرفی بشن یعنی بشوند و چه کسانی متولی این امر هستن؟ اگه قراره من بنویسم و توی سایت یا این وبلاگ منتشر بشه و کاربران محترم بخوننش این که همه ی این عزیران می دونن و خبر دارن که موسی و امثالهم کیا هستن  و  قلم شون که عصای دست شون هست چه معجزه ای برای شهرستان کرده و چه الواح یا لوحی برای آگاهی و بالا بردن سطح اطلاعات و مطالعه ی مردم در دست دارن!

موسی مطهری زاده ها را بایستی جور دیگری به مردم شهرستان معرفی کرد، نمی گویم اونا را مثل تبلیغ فیلم یا تبلیغات دیگر روی دیوار یا بنرها به قاطبه ی مردم معرفی کنن، بلکه این انسان ها را بایستی مثل خودشان و در شأن خودشان و با بهترین وجه به جامعه شناساند. البته این انسان ها با آثارشان مورد توجه مردم قرار می گیرن اما نظر بنده اینه که این شناسایی و مورد توجه قرار گرفتن بایستی در سطح وسیع و همه گیر و عمومی رخ بده برای این که وقتی در کوچه و بازار رفت و آمد می کنن همه ی مردم به احترام شون کلاه را ازسر بردارن و به احترام شون دست ادب بر سینه بگذارن!

این جاست که به خوبی کمبود یه شبکه ی رادیویی با نام رادیو کازرون در شهرستان احساس میشه!!!

این مؤلبفان و محققان و این صاحبان آثار و خالق های کتاب و نویسندگان اثر های ادبی و حماسی و تاریخی و دینی - مذهبی و هنری و سرایندگان شعر و شاعری را باید به عموم جامعه معرفی نمود تا خدای نکرده در مدت غیبت شون قوم شون از احوال شون به گمراهی نروند شون! فکر می کنم این شون آخری زیادی بود اما  چون این موضوع مثل یه بار روی شونم سنگینی می کرد آوردم و امیدوارم که دوستان به بزرگی خود شون بنده را ببخشندن شون.

 اینا را گفتم تا یادمون باشه که مؤلفان و محققان و اندیشمندان و بزرگان و ادیبان و علماء و مورخان و تاریخ نویسان و هنرمندان و فرهیختگان شهرستان خودمون را بشناسیم و بهشون احترام بذاریم و بزرگ نگاه شون کنیم چون یکی از شاخصه های بزرگی دیارمان بزرگی امثال آن هاست! خلاص!!

 

+ نوشته شده توسط قهرمان در۹۴/۰۸/۳۰ساعت |
به نام خدا

11111111111111111111111111111111111111111111111111111111111111111111111111

                                                             عباس

به  نظر من کسی که با لب تشنه لب رودخانه می ره و به احترام فرزندان برادرش آب نمی خوره و فقط برای اون تشنه لبان آب برمی داره یه قهرمانه، یه پهلوانه.

+ نوشته شده توسط قهرمان در۹۴/۰۷/۲۷ساعت |
به نام خدا

 

 

از کلیه شهروندان عزیز دعوت به عمل می آید

+ نوشته شده توسط قهرمان در۹۴/۰۷/۱۵ساعت |
به نام خدا 

                                 در سوگ هادی

مرگ که ضد حمله می زند جایی برای دفاع نیست. 

 سیستم هم جواب نمی دهد حتی2-3-5  

دروازه بان نمی شناسد،  

چمن و تیر و تور و توپ و داور را پشت سر می گذارد و به جای گل زدن به گِل می نشاند!  

اما نباید عقب نشست، 

 بازی باخت هم دارد.

 امروز ما یک هیچ به تقدیر باختیم  

و 24 جای ایران به سوک نشستیم  

و غصه دار شدیم 

 اما از روزگار عقب نیافتادیم  

در این پاییز غمبار

هوادار، هوا دوباره نوروزی خواهد شد، 

 همبازی، جلو اشک ریختنت را بگیر تا دشمن عربستانیت شاد نشود،

 سرت را بالا بگیر، کاپیتان در پرواز است تا هد بزند ، یعنی سر به آستان دوست ببرد! 

 کاپیتان قرمز پوش است هر چند قرمزها سیاه پوشند!

 بعد از هادی داوران دوباره مشکی می پوشند، 

 شش قدم به احترام هادی هجده قدم جلو می آید تا بیست و چهار را نشان بدهد،

 در عزای هادی بر نیمکت ذخیره جای نشستن نیست که باید ایستاد!

توپ را از حرکت باز دارید، پاس بی پاس، سانتر ممنوع، و شوت ابداً 

 سوت را از صدا بیندازید و پرچم کرنر را پایین بکشید 

 قرار نیست کسی در آفساید بماند، دور اوت را خط بکشید.

 در غیبت هادی بر نقطه ی پنالتی نایستید، میانه ی میدان به احترامش حلقه بزنید 

هادی پشت توپ کاشته ایستاده، 

 او دوباره گل خواهد زد 

 و مقبره اش گلباران خواهد شد 

 و پرسپولیس یازده هادی در زمین خواهد داشت 

 و یازده کاپیتان 

 و میلیون ها هوادار هادی را صدا خواهند زد 

 و ما قرمز پوش خواهیم ماند 

 هر چند نوار مشکی دور قلب مان را هرگز باز نخواهیم کرد

+ نوشته شده توسط قهرمان در۹۴/۰۷/۱۵ساعت |

به نام خدا                                                             

                                                              همه چی آرومه

این روزا خیلی سخته که بخوام راجع به مسایل شهرستان مطلب بنویسم، یعنی هر چه فکرش می کنم می بینم که هیچ موردی در شهرستان نیست که بخوام بهش گیر بدم و راجع به اون مسئله قلم فرسایی کنم، مدیران و مسؤولان و رؤسا و سرپرستان همه خوبن، کارها بر وفق مراده، پروژه ها دنبال می شه، هیچ شهروندی از هیچ موردی ناراضی نیست! و هیچ مشکلی را در سطح شهرستان ندارن! همه چی بر وفق مراده، منم دیگه کم آوردم و نمی دونم راجع به چه مشکل یا چه ناملایمات یا چه کمبود یا چه بی امکاناتی یا چه کج سلیقه ای یا چه بد هنجاری یا چه کم توجهی یا چه بد رفتاری یا چه سهل انگاری یا ...  بنویسم!

اگه راجع به خشک.شدن دریاچه ی پریشان و آتش گرفتنش  و کم آبی و چاههای غیر مجاز است که بارها و بارها گفتم و دیگر دوستان قلم به دست و خبرنگاران و نویسندگان و سردبیران و محیط زیستی یان و غیره و غیره گفته ا،ند اگه راجع به دشت برم و ساخت و ساز غیر مجاز اون جا و خشک شدن درختان و سوسک چوب خوار و ... بوده که نوشتم و نوشتند اگه راجع به آسفالت خیابونا و قطع درختای کنار خیابونا و ...بود که گوشزد کردم و گوشزد کردند، اگه راجع به حرکت و رفت و آمد کامیون ها در سطح شهر بود که گفتیم و گفتند، اگه در مورد تعطیلی و عدم ادامه ی اجرای احداث تونل بود که نوشتیم و نوشت،ند اگه در مورد تعطیلی فرسایشی کاشی سرامیک بود که گفتیم و گفتند و خبری هم نشد، اگه راجع به بیکاری جوانان این شهرستان بود که نوشتیم و نوشتند، اگه در مورد ترکیدگی لوله های آب زیرزمینی بود و فرو کشیدن کوچه و خیابون که گفتیم و گفتند، اگه راجع به برخورد نه چندان خوب با موتور سواران بود که نوشتیم و نوشتند، اگه در مورد حفظ و نگهداری آثار باستانی بود که توضیح دادیم و توضیح دادند، اگه در مورد تکریم ارباب رجوع در ادارات بود که گفتیم و گفتند، اگه قتل و کشت و کشتار و تکزاس شدن کازرون بود که نوشتیم و نوشتند، اگه از آمار بالای سرقت در این شهرستان بود که گفتیم و گفتند، اگه مدیریت غلط بعضی از ادارات دولتی بود بود که گفتیم گفتند، اگه راجع به بی مهری مرکز استان نشین ها نسبت به این شهرستان مظلوم بود که نوشتیم و نوشتند، اگه از سرنوشت و آینده ی نامعلوم شهرستان در بعضی از ابعاد سیاسی، فرهنگی، اقتصادی ا،جتماعی، ورزشی، بهداشتی، امنیتی، محیط زیستی بود که گفتیم و گفتند، لفظ قلم حرف زدن هم کیف داره ها! ابعاد، خودمم خوشم اومد، ابعاد!

دیگه راجع به چه چیزی می تونم بگم و یا بنویسم و یا گوشزد کنم؟ از احداث کارخانه سیمان که حق مسلم شهرستانه یا تخریب محیط زیست که حق آیندگان این سرزمینه؟ از ساخت بزرگراه یا اتوبان کمربندی شهر که نیاز این شهر است از احتیاج شهرستان به چند بیمارستان دیگه از دانشگاه آزاد بود که گفتیم و گفتند از غیر بومی بودن رییس دانشگاهی دیگه  بود که گفتیم و گفتند از وحدت و همدلی جناح های سیاسی یا احزاب و گروه های شهرستان راجع به انتخاب یه نماینده ی منتخب برای شهرستان بود که گفتیم و گفتند اگه از...

حالا جدیدا نمایشگاه راه انداختن و بلایی به سر بازار که خودش خراب و کساد بود آوردن که نگو و نپرس جالب این که پولشم توی جیب این شهرستان نمی ره و این طور که میگن از شهرستانای دیگه اومدن و غرفه زدن و پول می روفن یا می روبن! خدایا این چه بلاییه که بر سر این شهرستان نازل کردی؟ کاسب بازار مغازه ی چند صد میلیونی خریده جنس ریخته بعضی دیگه شون مغازه گران اجاره کرده کرایه می ده وام گرفته بازار خراب فروش کم ، مالیات سنگین اون وقت گوشه ی شهر نمایشگاه باز کنن و کاسبی این کسبه ی محترم بازار و خیابون را بهم بریزن ، مسؤولان لطفا توجه کنن چون بازار این شهرستان باید اول از همه منبع درآمدی برای خود شهروندان کازرونی باشه چون درآمد شون هم توی همین شهرستان که همه چی توش آرومه خرج می شه!

در پایان باید عرض کنم که درسته که همه چی توی این شهر آرومه، اما خیلی آروم هم جواب نمی ده چون ممکنه آرامش قبل از طوفان باشه! خلاص!!

+ نوشته شده توسط قهرمان در۹۴/۰۷/۰۷ساعت |